موسي بن عزرا و يهوداي لاوي هر دو نزد بيشتر مردم به عنوان شاعر عبري معروف بودند.
در واقع آنان بزرگترين شاعران عبري در قرون وسطا بودند، مخصوصاً يهوداي لاوي، كه تعداد زيادي از اشعارش جزء لاينفك مناجاتهاي يهودي شده است. اين امر، دوزباني بودن يهوديان اسپانيا را بهخوبي نشان ميدهد. آنان زبان عربي را براي فلسفه و آثار ادبي بهكار ميبردند، و عبري را براي شعر و آثار ديني. عربي زبان مغزشان بود و عبري زبان قلبشان.
يوسف بن ظَـدّيق رسالهاي در باب عالم اصغر نوشت و در آن بهشرح عقايد نوافلاطوني در اين باب پرداخت؛ بهصورتي كه قبلاً توسط
اِخْوانالصفا توصيف شده بود. اين رساله در اصل به عربي نوشته شده بود، ولي تنها ترجمهٴ عبري آن در دست است. بهطور كلي، بايد در نظر داشت كه هر چند اغلب آثار فلسفي مذكور در اينجا بهعربي نوشته شده بود، بيشتر آنها، اگر نه همهشان، فقط بهصورت ترجمههاي عبري معروف است.
آخرين،1 و همچنين بزرگترين اين فيلسوفان يهودي، ابراهيم بن عزرا بود. او هم مانند برحيهٴ رياضيدان به عبري مينوشت، و مانند او از نخستين مترجمان عربي به عبري بود. آثار او يكي از بهترين مجراهايي را تشكيل ميدهد كه از آنها جريان عظيم معارف يونان و اسلام و يهودي به يهوديان فراسوي پيرنه، و بهطور غيرمستقيم به مسيحيت باختر رسيد. او از معرفان اصول عقلي اسلامي در اروپا، و از پيشاهنگان ناقدان جديد
كتاب مقدس بود. البته خردگرايي ابن عزرا بسيار معتدل بود و همراه با مقدار زيادي عرفان و رازورزي؛ ولي آنقدر بود تا مخالفتهاي شديدي را با او موجب شود. در 1158، يسودموره2 را نوشت و در آن فلسفهٴ دين را مورد بحث قرار داد.
تفصيل زياد اين گزيده، عليٰرغم تصميم من براي اختصار هر چه بيشتر آن، شاهدي است بر وسعت فعاليت فلسفي يهوديان اسپانيا، فعاليتي كه حالا ديگر بخشي از آن به نقاط ديگر اروپاي باختري كشيده ميشد.
4. يهوديان فرانسوي. هنگامي كه آخرين فصل مجلد اول را نوشتم، هنوز اهميت شرحهاي رشي را كاملاً درك نكرده بودم. يعني، هنوز كاربردهاي آن را ارزيابي نكرده بودم، و بديهي است كه تا وقتي ميوهٴ درختي را نچشيدهايم نميتوانيم دربارهٴ آن خوب داوري كنيم. رشي در 1105 درگذشت، و نفوذ او بر نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، مستولي بود. او را ميتوان بنيانگذار ادبيات رَبيان در فرانسه دانست، مهمترين رابيان فرانسه در اين عصر، دو نوهٴ او بودند، يعني دو برادر به نامهاي سموئيل بن ماهر3 و يعقوب بن ماهر.4 هر دو كارهاي جد خود را دنبال كردند و در آن